سرمقاله:
"مدل نقشه راهي به تعالي"
يکي از معضلاتي که بسياري از سازمانهاي داخلي با آن روبرو هستند، انجام پروژههاي مختلفي است که بعضاً با يکديگر همافزايي لازم را ايجاد نکرده و سازمان را با انبوهي از پروژهها در حوزههاي مختلف غرق ساخته و هزينههاي زيادي بدون ايجاد ارزش مطلوب در پي دارد. مدل "راهي به تعالي" که شرکت مبنا بر اساس الگوي اکلند طراحي نموده است، رابطه پيشنيازي-پسنيازي ميان پروژهها يا فعاليتهاي مختلف مديريتي را که يک سازمان ميتواند در پيش گيرد نشان ميدهد. اين مدل به خوبي، جايگاه هر پروژه يا نظام مديريتي در مسير کلي سازمان به سمت موفقيت را به نمايش گذارده است. در شکل زير ساختار شماتيک مدل راهي به تعالي که توسط شرکت مبنا ارائه شده، آمده است . . .
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() چه خبر از مبنا ؟؟؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مدل مديريت استراتژيک مبنا مرحله 6- شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت (CSF)
فاکتورهاي بحراني موفقيت، از ارکان جداييناپذير نظامهاي مدرن مديريت و برنامهريزي استراتژيک به شمار ميروند. يکي از ارکان سيستمهاي مشهور مديريت عملکرد استراتژيک، شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت و مشخص کردن جايگاه آن در کارت امتيازي شرکت است. بسياري از استراتژيستها با درک کليات و مفاهيم فاکتورهاي بحراني موفقيت بر پايه قضاوتهاي ذهني و تجربي، به شناسايي و استخراج فاکتورهاي بحراني موفقيت ميپردازند. مواردي از قبيل نبود يک مدل جامع، منطقي و سيستماتيک در شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت به طوري که با ساير اجزاي نظام مديريت استراتژيک (نظير چشمانداز، ماموريت و ....) يکپارچه باشد؛ ضرورت شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت در نظامهاي مدرن و منطبق با سيستمهاي مديريت عملکرد؛ و کاربردي نبودن بسياري از آنها از مفروضاتي است که محرک بکارگيري يک مدل مناسب براي شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت در مدل مبنا بود. متد CSF (Critical Success Factors)، ابزاري براي استخراج فاکتورهاي بحراني موفقيت سازمان است. در مدل مبنا, از اين مدل به عنوان مدلي سيستماتيک, اصولي و علمي براي شناسايي فاکتورهاي بحراني موفقيت سازمان استفاده ميشود. متد CSF, داراي 5 فعاليت اصلي است که خروجي آن, فاکتورهاي بحراني موفقيت سازمان را مشخص ميکند. بايد اشاره شود که اين مدل (با توجه به نقشه راهنماي مدل مبنا) بايد بتواند از چشمانداز, مأموريت و اهداف ورودي دريافت کرده و فاکتورهاي بحراني موفقيت را استخراج کند. شماي کلي مدل در شکل زير به تصوير کشيده شده است:
بيانيههاي فعاليت، بيانيههايي هستند که از نتايج مرور مستندات و مصاحبهها بهدست آمدهاند و شامل مواردي ميشوند که مديران معتقدند براي تضمين موفقيت سازمان بايد بدان نائل شوند. اين بيانيهها، فعاليتهايي را که مديران بايد در سازمان يا واحد عملياتي انجام دهند مشخص ميکند. حال ممکن است اين فعاليت در حال حاضر به خوبي انجام گيرد يا خير. پس از اينکه همه بيانيههاي فعاليت جمعآوري شد، گام بعدي، گروهبندي بيانيههاي فعاليت بر اساس وابستگي آنها به منظور سازماندهي ايدهها، تفکرات و مفاهيم صورت ميگيرد. اين کار باعث ميشود که دادههايي که مشخصهها، کيفيت و خصوصيات يکساني دارند با هم در يک مقوله، طبقهبندي شوند. تمهاي پشتيبان، محتوا يا مفهوم و مقصود بيانيههاي فعاليت را برجسته ميسازند. اين تمها از گروهبندي و تحليل بيانيههاي فعاليت بدست ميآيد. بعد از تشکيل بيانيههاي فعاليت و گروهبندي آنها، ميتوان فاکتورهاي بحراني موفقيت را از آن استخراج نمود.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
![]()