همايش سه روزه مديران و کارشناسان مبنا- 28-25 اسفند 84- مجتمع آموزشي- رفاهي گاجره
![]()
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() چه خبر از مبنا ؟؟؟
W W W . m a b e n a . C o m
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مدل مديريت استراتژيک مبنا مرحله 7- تحليل عوامل دروني با رويکرد EFQM
يکي از ارکان اصلي مدل مبنا، تحليل عوامل دروني به منظور شناسايي نقاط قوت و ضعف است. شناسايي نقاط قوت و ضعف از طريق تحليل عوامل دروني، در کنار شناسايي فرصتها و تهديدات از طريق تحليل محيط، ميتواند زمينه را براي تدوين استراتژي آماده کند. در اين مرحله، به منظور شناسايي نقاط قوت و فرصتهاي قابل بهبود که خود، بخشي از فرايند تدوين و فرمولاسيون استراتژي در مدل مبنا است، از رويکرد EFQM استفاده ميشود. مدلهاي سرآمدي (تعالي) کسب و کار، الگويي از يک سازمان ارايه ميکنند که در ايده و عمل، سرآمد سازمانهاي ديگر است و نشان ميدهد در فضاي رقابتي براي رشد، ماندگاري و برتري، چگونه بايد عمل کرد. عليرغم اينکه به کارگيري مدلهاي سرآمدي طي 60 سال گذشته در دنيا و براي اولين بار در ژاپن مطرح شد، ولي در کشور ما در طي دو سال اخير به طور جدي اين امر مطرح شده است. يکي از مدلها، مدل اروپايي EFQM است که عموميت بيشتري در سطح جهان يافته و الگوي بسياري از کشورها در طراحي جوايز ملي از جمله جايزه ملي کيفيت ايران است که شرکتها از طريق خودارزيابي بر اساس اين مدل، ضمن شناسايي نقاط قوت و زمينههاي قابل بهبود، ميزان موفقيت سازمان در اجراي برنامههاي بهبود در مقاطع مختلف زماني را سنجيده و پس از ارزيابي و مشخص شدن امتياز آنها در يکي از پنج سطح جايزه (گواهينامه، تقديرنامه، تنديس بلورين، سيمين و ذرين) قرار ميگيرند و ميتوانند عملکرد خود را با ساير سازمانها بويژه سازمانهاي برتر مقايسه کنند.
مدل تعالي سازماني EFQM يک چارچوب جامع بر اساس نه معيار است. پنج مورد از اين نه معيار, "توانمندسازها" و چهار مورد نيز "نتايج" است. معيارهاي "توانمندساز", آنچه سازمان انجام ميدهد و معيارهاي "نتايج", آنچه سازمان کسب ميکند را نشان ميدهد. "نتايج" از "توانمندسازها" ناشي مي شوند و "توانمندسازها" با استفاده از بازخور "نتايج" بهبود مييابند. اين مدل, با پذيرش اين که رويکردهاي زيادي در کسب تعالي پايدار در همه جنبههاي عملکرد وجود دارد بر اين رکن استوار است که : "نتايج متعالي در ارتباط با عملکرد, مشتريان, کارکنان, و جامعه از طريق رهبري بدست مي آيد که خطمشي و استراتژي را با حول محور کارکنان, فرايندها و شراکتها و منابع هدايت ميکند." از جمله فوايد تحليل عوامل دروني سازمان در مدل مبنا با استفاده از اين رويکرد ميتواند به موارد زير اشاره نمود:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
معرّفي کتاب
در اين کتاب يک الگوي تعالي ارائه ميشود که مدل "راهي به تعالي" شرکت مبنا بر اساس آن طراحي شده است. استفاده از اين الگو، باعث ميشود سازمانها با تعيين جايگاه واقعي خود، نسبت به اتخاذ و اجراي پروژههاي مناسب، ديدي واقعبينانه داشته باشند. با توجه به اين الگو مثلاً سازماني که از استراتژيهاي مدون و شفاف کسب و کار برخوردار نيست، نسبت به اجراي پروژه "برنامهريزي استراتژيک فناوري اطلاعات" اقدام نميکند يا سازماني که هنوز فرايندهاي خود را به صورت کافي مستندسازي نکرده است، نسبت به مهندسي مجدّد فرايندها اقدام نميکند . . .
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
معرّفي کتاب
مديريت چيست؟ مدير چه كاري انجام ميدهد؟ آيا هيچ نظامي مي تواند بدون مدير باشد؟ در جواب به اين سئوالات بايد گفت كه نقشهاي لازم و كافي كه يك مدير بايد براي اداره موثر و كاراي يك سازمان در درازمدت ايفا كند عبارتند از: توليد (اجرا) كردن؛ اداره كردن؛ كارآفرين بودن و يكپارچه كردن. نقشهايي كه با يكديگر در تضادند و هيچ فردي قادر نيست همه آنها را به طور هم زمان ايفا كند و وقتي به تنهايي سعي كند چهار مولفه بالا را به تنهايي به كار گيرد معمولاً نتيجهاي به جز سوء مديريت ندارد . . .
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
![]()