پروژه
مطالعاتي-تحقيقاتي شايستگي هاي محوري
الف- عنوان
پروژه
بررسي مفاهيم شايستگيهاي
محوري(Core Competency) و مدل شناسايي آنها
ب- ضرورت
تعريف پروژه
ارزيابي سازمان بر مبناي
رويکرد مبتني بر منابع (Resource Based) به منظور
شناسايي منابع، قابليتها، تواناييها و شايستگيهاي
محوري در شرايط رقابتي کنوني و متغير امروزي ضروري
مينمود. منطق شايستگيهاي محوري که ميگويد "با چند
ايده و شايستگي کليدي ميتوان به کسب موفقيتهاي
رقابتي نائل شد" و نيز اهميت و جايگاه آن در مدلهاي
پيشرفته برنامهريزي استراتژيک، شرکت
مبنا را بر آن
داشت تا پروژهاي تعريف کند که از طريق تسلط بر مفاهيم
شايستگيهاي محوري، به مدلي بومي و کاربردي براي
استخراج و شناسايي آن، دست يابد.
ج – شرح
مختصري از نتايج اين مطالعه تحقيقاتي
محورهاي شايستگي به سمت گسترش
محصولات محوري حركت ميكنند. محصولات محوري كالاهايي
هستند كه مستقيماً به مصرفكننده نهايي فروخته
نميشوند. بلكه، براي ساختن تعداد زيادي محصولات نهايي
بكار ميروند. براي مثال موتورها، ميكروچيپها و … در
ژاپن از جمله توليدات محوري هستند كه ميتوانند در
توليدات نهايي متنوعي بكار روند.
شايستگي محوري داراي 3 ويژگي
است:
1- به سازمان اجازه ميدهند
به تنوع گستردهاي از بازار دست يابد
2- نيازهاي مشتريان را
برآورده مينمايد
3- شبيهسازي را براي رقبا
ناممكن ميسازد
شايستگي محوري بصورت مجموعه
دانستههاي سازمان براي هماهنگي بين مهارتهاي توليدي
مختلف و يكپارچهسازي شاخههاي چندگانه تكنولوژي تعريف
ميگردد. شايستگيهاي محوري در سازمان منجر به توليد
محصولات جديد و ايجاد بازارهاي جديد ميگردد. به عبارت
ديگر شايستگي محوري زماني معنيدار است كه دستيابي به
بازارهاي جديد را فراهم آورده، نيازهاي خاص مشتريان را
جوابگو باشد و تقليد از آن را دشوار نمايد.
شرکت مبنا براي مشخص کردن
شايستگيهاي محوري سازمانها، از مدلي 8 مرحلهاي
استفاده ميکند که بر سلسله مراتب بالا استوار است. به
طوري که در اين مدل، ابتدا منابع سازمان مشخص و
شناسايي شده، سپس تعيين ميگردد که کدام يک از منابع
ذکر شده مي تواند براي سازمان يک توانايي به شمار
رود. سپس با توجه به معيارها و ويژگيهاي شايستگيها،
تجميعي از قابليتها که شرايط و ويژگيهاي شايستگي را
دارد شناسايي شده و در نهايت با توجه به معيارها و
مشخصههاي شايستگيهاي محوري، اين شايستگيها استخراج
ميشوند.
در حال حاضر نيز در شرکت
مبنا،
پروژهاي در حال انجام است که از طريق آن بتوان ارتباط
دقيقتر و شفافتري ميان سلسه مراتب شايستگيها با
نظام برنامهريزي استراتژيک و ابعاد مختلف آن نظير
ماموريت، محيط و فاکتورهاي بحراني موفقيت برقرار کرد. به
عبارتي پروژه مطالعاتي-تحقيقاتي جديد ميکوشد تا
يکپارچگي مدل استخراج شايستگيهاي محوري را با فرايند
برنامهريزي استراتژيک، پررنگتر و شفافتر سازد و يا
حتي به مدلي جديد دست يابد که با اين ضرورت (يکپارچگي
با فرايند برنامهريزي استراتژيک) سازگار باشد
د – نتايج و
دستاوردهاي پروژه
1- ايجاد آگاهي و دانش در
زمينه مفاهيم شايستگيهاي محوري در شرکت
2- استخراج مدلي کاربردي
براي شناسايي شايستگيهاي محوري سازمانها
3- مشخص شدن دريچهها و
زمينه هاي بهبود مدل و تعريف پروژههاي بهبود جديد
|