پروژه تحقيقاتي-مطالعاتي ذي‌نفعان

 

 

 الف- عنوان پروژه

مفاهيم و ادبيات ذي نفعان – استخراج مدل انگيزش و همراه‌سازي ذي‌نفعان با استراتژي‌ها

 

ب- ضرورت تعريف پروژه

در پي انجام مطالعه‌اي مفصل در زمينه مفاهيم و ادبيات نظريه‌هاي ذي‌نفعان، تصميم بر آن شد تا از اين نظريه در فرايند برنامه‌ريزي استراتژيک به شکل دقيق‌تر، مسنجم‌تر و ساختاريافته‌تري استفاده شود. در ابتدا اين پروژه با هدف استخراج مدلي براي شناسايي و انگيزش ذي‌نفعان استراتژي‌هاي يک شرکت طرف قرارداد تعريف گرديد. پس از رسيدن به خروجي‌ مطلوب، با مباحث فراوان و گرفتن بازخور از منتقدين مدل و اعضاي نهاد انديشه شرکت، اين نتيجه حاصل شد که اين مدل، با اندکي تغيير، روش بسيار مناسب و مطلوبي براي آناليز محيط دور و نزديک ( به عنوان مکمل مدلهاي PEEST و پورتر) است.

به عبارتي ديگر، تصميم بر آن شد تا استفاده مطلوب از اين مدل، نه در انتهاي فرايند برنامه‌ريزي استراتژيک که استراتژي‌ها مشخص شده ‌است بلکه در فازهاي پيشين و در فرايند تحليل محيط مورد استفاده قرار گيرد تا ما را به سمت استخراج استراتژي‌هاي مطلوب‌تر بواسطه شناخت و تحليل کامل ذي‌نفعان، رهنمون سازد.

در واقع ضرورت تعريف اين پروژه، بواسطه اهميت فوق‌العاده مقوله ذي‌نفعان در فرايند برنامه ريزي استراتژيک است.

 

ج – شرح مختصري از نتايج اين مطالعه تحقيقاتي

همانطور که عنوان شد در ابتداي امر مدلي ارايه شد که با تحليل ذي‌نفعان و شناسايي دقيق آنها، راهکارهايي براي همراه‌سازي بيشتر ذي‌نفعان (به منظور اطمينان از موفقيت استراتژي‌ها و جلوگيري از شکست آنها) براي يکي از شرکت‌هاي طرف قرارداد بدست آيد. پس از بررسي‌هاي بيشتر تصميم بر آن شد تا بواسطه مطلوبيت اين مدل در تحليل محيط دور و نزديک، از آن در مرحله تحليل محيط به عنوان مکمل مدل PEEST و پورتر استفاده شود و از قسمتي از آن نيز که مربوط به کمي کردن ريسک ذي‌نفعان نسبت به استراتژي‌هاست به عنوان مکمل QSPM براي اولويت‌بندي استراتژي‌ها مورد استفاده قرار گيرد.

 

مفاهيم و ادبيات ذي‌نفعان

"چه کسي بايد شرکت را کنترل کند؟ چگونه؟ و براي رسيدن به چه اهدافي؟ از قديم الايام، شرکت‌ها توسط مالکين خود و براي نيل به اهداف اقتصادي اداره ‌شده است. اما با نشر و گسترش تئوري‌هاي ذي‌نفعان، کنترل از طريق مالکيت تضعيف شد و با بزرگتر شدن ابعاد سازمان‌ها، فعاليت‌هاي اقتصادي شرکت‌ها، آثار و تبعات اجتماعي زيادي به دنبال آورده است. سازمان‌هاي بزرگ از کنترل مستقيم مالکان خارج شده است و مفهوم -مسووليت‌پذيري اجتماعي[1]- يعني توجه داوطلبانه به اهداف اجتماعي در کنار اهداف اقتصادي، پايه و اساس فعاليت‌هاي شرکت‌ها شد".

                                                                                      "هنري مينتزبرگ"

جملات فوق که توسط يکي از بزرگترين تئوريسين‌هاي علم مديريت و سازمان بيان شده است شايد به بهترين نحو بتواند منشا و علت پرداختن به مقوله ذي‌نفعان را به تصوير بکشد. جملات فوق نشانگر يکي از تئوري‌هاي نسبتا جديد در عرصه مديريت است که بدان تئوري ذي نفعان گفته مي‌‌شود و فلسفه وجودي آن در مسووليت‌پذيري بنگاه نهفته است.

 

تئوري ذي‌نفعان[2]

اين مقوله، داراي پيشينه زيادي است که به نقش کسب و کار در جامعه و نيز به مقوله حکمراني شرکت‌ها برمي‌گردد و به اين سوال پاسخ مي‌دهد که سازمان‌ها براي چه و به چه خاطر بوجود آمده‌اند و مديران شرکت‌ها به چه افرادي مديون‌اند. اين بحث‌ها، مباحث جديدي نيستند و نويسندگان مختلف در کتب مختلف به اين مقوله پرداخته‌اند. آنچه تقريبا در اين عرصه، جديد به نظر مي‌رسد، جايگاهي‌ است که اين مبحث در فعاليت‌هاي مديريتي در چند سال اخير پيدا کرده است.

از گذشته تا کنون، رويکردهاي مختلفي در قبال تئوري ذي‌نفعان وجود داشته است که سه رويکرد عمده، در اين ميان بيش از همه مورد بحث و اقبال قرار گرفته است. به عبارتي مي‌توان مدعي شد که اين سه رويکرد، سه نگرش مختلف و بعضا متضاد در نگريستن به مقوله ذي‌نفعان را مطرح مي‌سازد.

 

11-  رويکرد ارزش سهامداران[3]- اين رويکرد، مديريت ذي‌نفعان و پرداختن به ساير ذي‌نفعان و اهميت قائل شدن براي آنها را يک امر خطرناک و مغاير با منافع سهامداران تلقي مي‌کند. اين رويکرد معتقد است که همه فعاليت‌هاي سازمان بايد در راستاي برطرف کردن الزامات و نيازهاي سهامداران و به عبارتي مالکان سازمان قرار داشته باشد و صرفا تنها زماني مي‌توان ساير ذي‌نفعان را نيز مد نظر قرار داد که نيازها و الزامات آنان، همسو با نيازها و الزامات سهامداران و مالکين باشد.

2-  رويکرد ارزش ذي‌نفعان[4]- اين رويکرد، پرداختن به ارزش‌هاي ذي‌نفعان را ريشه تغييرات بنياديني مي‌داند که باعث ايجاد سازمان‌هاي مسوول در قبال جامعه‌ مي‌شود. به عبارتي آنچه در اين نگرش بيش از همه مورد تاکيد قرار مي‌گيرد، مسووليت‌پذيري اجتماعي سازمان‌ها مي‌باشد و حتي معتقد است در صورتي که اهداف اقتصادي سازمان‌ها با ارزش‌هاي مبتني بر مسووليت‌پذيري اجتماعي در تضاد باشد، بايد اين اهداف را به گونه‌اي تغيير داد که اولويت را بر مبناي اين مسووليت‌پذيري قرار دهد.

 

   3- رويکرد مديريتي يا نظريه حد واسط- رويکرد سوم که رويکردي ميانه محسوب مي‌شود از طريق توجيهاتي، پرداختن به نظريه ارزش ذي‌نفعان را مغاير با ارزش سهامداران نمي‌داند. به عبارتي معتقد است يک سازمان در درازمدت زماني مي‌تواند بقا داشته باشد که مسووليت‌پذيري اجتماعي را در سرلوحه کار خود قرار دهد. اين رويکرد معتقد است مقوله ذي‌نفعان را بايد مديريت نمود و مديريت ذي‌نفعان[5] را ريشه و اساس حرکت به سمت يک سازمان کارا و اثربخش مي‌داند. به عبارتي، پيدايش همين رويکرد بوده است که مقوله مديريت ذي‌نفعان را مطرح ساخته است.

 

 

تعاريف

تعاريف مختلفي از ذي‌نفع در ادبيات مديريت وجود دارد. در زير به چند نمونه از اين تعاريف اشاره مي‌شود :

"پيش از اين، ذي‌نفعان را شامل دو گروه توسعه دهندگان محصول و مصرف کنندگان نهايي محصول مي‌دانستيم. اما به نظر مي‌رسد بايستي نگرش خود را نسبت به اين مقوله وسيعتر کنيم و ذي‌نفعان را کساني بدانيم که دانش، مهارت يا نياز آنان در موفقيت کسب و کار تاثيرگذار است"

 

" ذي‌نفع، افراد يا سازمان‌هايي هستند که به نوعي از فعاليت‌هاي سازمان متاثر مي‌شوند و مي‌توانند، تقويت‌کننده يا مانع موفقيت سازمان شوند. ذي‌نفعان ممکن است برنده يا بازنده باشند و نيز مي‌توانند بخشي از تصميم‌گيرندگان، کاربران، مصرف‌کنندگان و فعالان فعاليت‌هاي سازمان باشند".

 

"ذي‌نفع قانوني، شخص يا گروهي است که براي مشارکت در فعاليت‌ها و مشخص کردن جهت‌گيري‌هاي سازمان، داراي دانش کافي هستند و سهم و منفعت آنها در سازمان بالاست"

 

تعاريف ارايه شده درباب ذي‌نفع به موارد فوق ختم نمي‌شود. ليکن به نوعي مي‌توان برداشت واحدي از همه آنها داشت. به عبارتي چند کليدواژه عمده در همه تعاريف ارائه شده وجود دارد که مي‌تواند جنبه‌هاي مختلف تعاريف ارائه شده را با يکديگر يکپارچه سازد. به طور کلي مي‌توان با توجه به همه تعاريف ارائه شده، يک تعريف کلي جامع تر از ذي‌نفعان به صورت زير ارائه داد :

 

" ذي‌نفعان، افراد و گروه‌هايي هستند که براي رسيدن به بخشي از اهداف يا نيازهاي خود به سازمان وابسته‌اند و سازمان نيز به نوبه خود به آنها وابسته است و از آنها متاثر مي‌‌شود.

 

تحليل ذي‌نفع[6]

تحليل ذي‌نفع شامل شناسايي ذي‌نفعان کليدي، ارزيابي سلايق آنها، و تشخيص راه‌هاي اثرپذيري و اثرگذاري از / بر اين سلايق و علايق است.

  

علت تحليل ذي‌نفعان اين است که به شما کمک کند تا :

×     پي بريد کدام افراد يا سازمان‌ها را در فعاليت خود به نوعي دخيل بدانيد.

×     به نقش و جايگاه ذي‌نفعان در قبال خود پي بريد

×     استراتژي کلي انگيزشي-رفتاري را براي آنها طراحي کنيد

 

مدل کلي دايره اي که براي شناسايي ذي‌نفعان کليدي سازمان به کار برده مي‌شود به صورت زير است :

د – نتايج و دستاوردهاي پروژه

1- نتيجه اوليه و مهم حاصل از انجام اين پروژه اين بود که مدلي براي يکي از شرکت‌هاي طرف قرارداد بدست آيد که از طريق آن بتوان ذي‌نفعان استراتژي‌هاي اين شرکت را شناسايي کرد و بعد از انجام تحليل بروي آنان، راهکارهايي ارايه گردد که بتواند به شرکت کمک کند تا استراتژي‌هاي خود را با موفقيت بيشتري به سرانجام برساند. به عبارتي اين مدل باعث مي‌شود تا شرکت بتواند مقاومت‌هاي ذي‌نفعان را در مقابل استراتژي‌ها تعديل کرده و موارد مشارکت آنها را فراهم سازد.

در شکل دنباله مدلي را که با اين هدف توسعه يافت و براي شرکت مذکور با موفقيت مورد استفاده قرار گرفت ارايه مي‌شود :

2- با اين مدل مي‌توان معيار ديگري را نيز براي اولويت‌بندي استراتژي‌ها در نظر داشت ( تا بحال در روش QSPM ، معيار اولويت بندي استراتژي‌ها، همسويي آنها با عوامل آتي محيطي و دروني بود). اين مدل، دو معيار ديگري را نيز در ماتريس QSPM وارد مي‌سازد و آن ميزان همسويي استراتژي‌ها با تمايلات کليدي ذي‌نفعان و نيز ميزان قدرت ذي‌نفعان در اثرگذاري بر سازمان است.

3- با کمک اين مدل، کليه ذي‌نفعان با نگرشي وسيع شناسايي شده و طبقه‌بندي مي‌شوند.


[1] - social responsibility

[2] Stakeholder theory

[3] Shareholder value

[4] Stakeholder value

[5] Stakeholder management

[6] Stakeholder analysis

 

 
 

 

Copyright. 2004 MABENA , All rights reserved