پروژه مطالعاتي-تحقيقاتي درخت واقعه

 

 الف- عنوان پروژه

بهبودي بر درخت واقعه در مدل برنامه‌ريزي استراتژيک مبنا  (با محوريت شاخصه‌هاي عملکردي)

 

ب- ضرورت تعريف پروژه

درخت واقعه در مدل برنامه‌ريزي استراتژيک مبنا (به شرط پذيرش نتايج اين پروژه مطالعاتي) شامل چشم انداز، ماموريت، اهداف کلان، فاکتورهاي بحراني موفقيت، معيارهاي اندازه‌گيري عملکرد و اهداف کمي خواهد بود.

در مدل پيشين، هدف‌گذاري (Goal Setting) عمدتا از طريق ترکيب عناصر و اجزاي ماموريت صورت مي‌گرفت و کمي کردن اهداف (Objectives)، از طريق اهميت‌گذاري اهداف کلان انجام مي‌شد. از طرفي ارتباط ميان درخت واقعه شامل ماموريت و اهداف کلان و کمي و استراتژي‌ها نيز پررنگ نبود. در اين پروژه تحقيقاتي، بهبودي کلي بر عناصر درخت واقعه صورت گرفت که حاصل کار (بخشي از نمودار مدل مبنا مربوط به درخت واقعه) در انتهاي اين قسمت ارايه مي‌شود. از آنجايي که اين بهبود با نگرش و تمرکز بر معيارهاي اندازه‌گيري عملکرد صورت گرفته است، شرحي از اين کليدواژه و مفاهيم آن ارايه مي‌شود

 

 

ج – شرح مختصري از نتايج اين مطالعه تحقيقاتي

معيارهاي عملکرد (Performance Measurement)

 يک معيار عملکرد، اطلاعاتي قابل اندازه‌گيري است که از آن مي‌توان براي شفاف‌سازي هدف (goal) و ارزيابي آنچه واقعا رخ داده است استفاده کرد.

معيارهاي کليدي عملکرد [KPI)[1)

معيارهاي کليدي عملکرد، معيارهايي هستند که بر سطوح خاصي که سازمان را به سمت موفقيت و تعالي پيش مي‌برد متمرکز هستند. در سازمان تنها بايد متغيرهايي اندازه‌گيري شود که نقشي اساسي در پيشبرد سازمان به سمت ماموريت، اهداف و چشم انداز دارند. بسياري از معيارهاي عملکرد به ماموريت و اهداف کلان شرکت برمي‌گردد. دسته ديگري از معيارهاي عملکرد نيز به چشم انداز و فاکتورهاي بحراني موفقيت بر مي‌گردد چون اندازه‌گيري هزينه‌بر است، بايد صرفا امور مهم را اندازه‌گيري کرد. امور مهم در سازمان، اهداف کلان عملياتي (goal) و نيز فاکتورهاي بحراني موفقيت هستند.

 

مزاياي داشتن معيارهاي کليدي عملکرد

v    معيار کليدي عملکرد سازمان را قادر مي‌سازد  به سمت موفقيت در زمينه اهداف و ماموريت حرکت کند.

v  معيارهاي کليدي عملکرد، تنها بر چند زمينه کليدي تمرکز مي‌کنند و هر چيز غير ضروري را اندازه‌گيري نمي‌کنند. لذا، هزينه‌هاي کنترل را پايين مي‌اورند.

v  چنانچه تعريف معيارهاي کليدي عملکرد بر اساس يک سيستم اندازه‌گيري عملکرد مناسب و متوازن صورت گيرد، مي‌توان از اين معيارها در آينده براي امر کنترل استراتژي‌ها استفاده کرد.

v   معيارهاي کليدي عملکرد مناسب باعث کاهش احساسي برخورد کردن افراد و مديران با وقايع و حل مسايل با تکيه بر قضاوتهاي درست و اصولي مي‌شود.

v    تعريف معيارهاي کليدي عملکرد، واسطي بين اهداف کلان و اهداف کمي شرکت است.

 

سيستم اندازه‌گيري عملکرد[PMS)[2)

تعيين معيارهاي اندازه‌گيري عملکرد در سازمان، يک فرايند است. فرايند، زماني مفيد است که به صورت سيستماتيک صورت گيرد. اگر قصد بران باشد كه از معيارهاي اندازه‌گيري عملکرد بعدا براي کنترل استفاده گردد. بايد اين معيارها را بر اساس يک سيستم اندازه‌گيري عملکرد تعريف شوند.

سيستم اندازه‌گيري عملکرد، مجموعه‌اي از معيارهاي عملکرد است که به صورت نظام‌مند جمع‌اوري و تعريف مي‌شود تا بعدا بتوان از آنها به بهترين نحو براي کنترل استفاده کرد. سيستم‌هاي اندازه‌گيري عملکرد، روش سيستماتيک فرايند تعريف و استفاده از KPIهاست.

 

مزاياي سيستم اندازه‌گيري عملکرد

v    معيارهاي عملکرد را به صورت منطقي، اصولي و سيستماتيک مشخص مي‌سازند.

v    از آن مي‌توان براي امر کنترل استفاده کرد.

v    سيستم اندازه‌گيري عملکرد بايد با طرح استراتژيک سازمان متناسب باشد.

 

کارت‌هاي امتياز متوازن از مهم‌ترين و متداول‌ترين سيستم‌هاي اندازه‌گيري عملکرد به شمار مي‌روند. لذا، اگر چنانچه خواسته شود، جايگاه معيارهاي اندازه‌گيري عملکرد را در مدل پررنگ شود و از آن به عنوان ابزاري براي کمي کردن اهداف (تبديل Goal به Objective) استفاده گردد. اجباراً نقش فاکتورهاي بحراني موفقيت و نيز هدف‌گذاري در قالب و چهارچوب کارت امتياز متوازن در مدل برنامه‌ريزي استراتژيک وارد مي‌گردد.

پروژه مطالعاتي فوق، با بررسي موارد يادشده (هدف‌گذاري در قالب کارت امتياز متوازن و تعريف معيارهاي عملکرد براي آن و نيز استخراج فاکتورهاي بحراني موفقيت و تعريف معيارهاي عملکرد براي آن و نيز کمي کردن اهداف کلان و فاکتورهاي بحراني موفقيت با توجه به معيارهاي عملکرد) در پايان، مدل زير را براي درخت واقعه در مدل مبنا پيشنهاد داد

 

د – نتايج و دستاوردهاي پروژه

1- بهبودي کلي مطابق با نمودار زير در عناصر درخت واقعه در مدل مبنا

2- مشخص شدن جايگاه فاکتورهاي بحراني موفقيت (CSF)ها در مدل

3- برقرار شدن ارتباطي منطقي‌تر ميان درخت واقعه با استراتژي‌هاي حاصله

4- کمي کردن اهداف از طريق شاخصه‌هاي عملکرد صورت مي‌گيرد که منطقي‌تر  از هدف‌گذاري سابق است

5- در پيش گرفتن اين فرايند باعث مي‌شود که در آينده بتوان نظام کنترل استراتژي‌‌ها (مثل BSC) را اجرايي کرد

 


 

[1] Key Performance Indicators

[2] Performance Measurement System

 

 
 

 

Copyright. 2004 MABENA , All rights reserved